خانه سمت چپ: گرم و نرم
 طبقه اول (آقا): باید شومینه رو زیاد کنم که خونه هوا بگیره.
1 روز بعد
آقا: چقدر گرم شد. یکم پنجره رو باز کنم گرمای اضافی بره بیرون. آخه خوشم میاد به دستام گرمای شومینه بخوره، پاهام هم دم پنجره هوا بخوره.
گربه روی مبل: وای چقدر داغه، اینقدر عرق کردم همه موهام به هم چسبید. بابا صبح که هوا خوبه، خاموشش کن. ما هم که گربه‌ایم دیگه خسته شدیم از این گرما. خانم جمع کن بریم از این خونه.
گربه ماده جوابی نمی‌ده (از گرمای زیاد بی‌حال شده).
طبقه بالا: آخی چه خوبه. راستی نمی‌دونم تو این خونه بغلی چه خبره؟؟؟؟ از جلو خونشون که آدم رد می‌شه سوز سرما می‌زنه بیرون.
خانه سمت راست: سرما و یخبندان
طبقه اول (آقا): خانم روشن نمی‌شه. اصلاً انگار گاز توش نمی‌یاد.
خانم: یه کاری کن این بچه مرد از سرما.
ببین خونه بغل گرمه‌ها. می‌خوای یه چند روزی بریم خون ممانمینا؟؟؟؟؟
طبقه بالا بچه: هاااااااا
گلوم خشک شد از بس هاااااا کردم.‌ای خدا ما چه گناهی کردیم که باید از سرما بلرزیم.
پرنده روی سقف: دیگه باید از اینجا رفت. نه غذا پیدا می‌شه نه جای خواب.
در مورد استفاده از منابع انرژی یکم دقت کنیم. همیشه کسانی هستند که در شرایط سخت زندگی می‌کنن. یه لحظه هم اگر خودمون رو بگذاریم جای اون‌ها می‌بینیم واقعاً تحملش سخته.

تهیه کننده: 

دیدگاه‌ها

hasti (تایید نشده)

پنداموز بود ممنون

۱۹ / ۱۰ / ۱۳۹۱

محمد (تایید نشده)

زکی اینم کمیک یا داستان کلاسیک هاااااااااااااااااااااااااااا

۲۲ / ۱۲ / ۱۳۹۱

غزل (تایید نشده)

تصویر رو تنها میگذاشتین جالب تر میشد

۱۸ / ۰۸ / ۱۳۹۲
برو به بالا